گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

166

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

بخش 20 پس سربازان دشمن رو گردانيده فرار كردند و هر كس هم به فكر نجات خويش بود و بس . در اين حال كه يونانيها قله را تصرف نمودند سربازانى كه تحت فرماندهى تيسافرن و آريه‌اوس بودند از راهى ديگر پشت به دشمن كردند و فرار اختيار . لشكر تابع خريسوفوس هم از كوه به دشت و هامون پائين آمده راه دهى را كه آذوقه در آنجا فراوان بود پيش گرفتند . دهات ديگرى نيز كه از جهات خواربار غنى و سرشار بود در كرانهء دجله در اين ناحيه وجود داشت . در آن روز ، ديرگاه دشمن ناگهان باز در دشت جلو آمد و تنى چند از يونانيها را كه در گوشه و كنار در جستجوى خوراكى بودند قطعه‌قطعه كردند . در واقع آنها احشام فراوانى بدست آورده بودند اما اين عده در ساحل ديگر رودخانه بدام افتادند . آن‌گاه تيسافرن و همراهان درصدد برآمدند كه آتش در دهات بياندازند ازين‌رو بعض يونانيها سخت مأيوس شدند و ترسيدند اگر دشمن در اقدام خود موفق گردد ديگر محلى براى تهيهء آذوقه يافته نشود . در اين حال خريسوفوس و سربازانش كه به يارى تاراج‌گران رفته بودند و بازمىآمدند در حينى كه گزنفون هم از كوه برمىگشت با يونانيها كه به يارى آنها رفته بودند هم گام شده به آنها گفت : « آيا مىبينيد كه آنها با رفتار خود اذعان دارند كه اين خطه دريد اقتدار ماست ؟ زيرا هنگام عهد بستن قرار شده بود كه